-
جمعه 11 دی 1388
5:00 AM
نظرات(0)
نام نویسنده
پست الکترونیکی
حجم فایل
دریافت مقاله
عنوان مقاله
نگاهی مختصر بر خودروهای غیرمتعارف
محمد مرجانی
103 کیلو بایت
-
چهارشنبه 9 دی 1388
6:36 AM
نظرات(0)
درس تربیتبدنی این قابلیت را دارد که در کنار تعلیم حرکت، از طریق حرکت برای تعلیم موثر واقع شود.
در برنامههای درسی درهم تنیده، تربیتبدنی میتواند کمک موثری برای سایر دروس باشد.
بهانه این مقاله کمتوجهی معلمان به ساعات ورزش کودکان کمتوان است. اگر چه افراد کم توان ذهنی در مقایسه با افراد معلول از استعداد کمتری برخوردار هستند ولی علاقه آنها نسبت به شرکت در فعالیتهای ورزشی و یادگیری اگر بیش از افراد عادی نباشد، کمتر هم نیست. باید دانست که تربیتبدنی در آموزشگاههای کودکان کمتوان ذهنی مفهوم بازی به شکل آزاد یا حکم ساعت تنفس بین ۲ کلاس را ندارد.
کلاس درس تربیتبدنی حکم آزمایشگاهی را دارد که طی آن، دانشآموز با وظیفه مهم فراگیری حرکت و یادگیری از طریق حرکت درگیر می شود. هدف اصلی این درس سرگرمی و شادی نیست. ممکن است هدف دانشآموز سرگرمی و شادی باشد ولی معلم نباید چنین هدفی داشته باشد.
شادی و تفریح و سرگرمی محصول فرعی یک برنامه خوب تربیتبدنی است. باید سعی کرد به این دانشآموزان با دیدی نگریست که تواناییهای آنان در اجرای حرکات مورد توجه قرار گیرد، نه محدودیتهایشان. چنین تاکیدی بر جنبههای مثبتتر تا اندازهای از زدن برچسب «ناتوان بودن» که غالباً باعث زیان رساندن به آنان میشود، میکاهد.
در برنامههای درسی تربیتبدنی در موقعیتهای پرورشی ویژه، به افرادی که قادر نیستند از برنامههای ویژه پرورش بدن استفاده کنند، اسامی مختلفی داده شده است. در میان واژههای مورد استفاده کلمههای تربیتبدنی اصلاحی، تربیتبدنی تکاملی برای رشد و تربیت بدنی انطباقی (برای رشد و سازگاری و بهبودی) دیده میشود. منظور اصلی تمام این برنامهها یکی است: رشد و پرورش سلامتی کلی، همراه با تاکیدی بر بهبود وضعیت بدن و شرایط کلی آن با توسل به فعالیتهای حرکتی.
تربیتبدنی اصلاحی عبارت است از برنامههایی که با توسل به تمرینهای خاص بر اصلاح، تغییر کارکرد، یا تغییر ساختمان بدن تاکید دارد. تربیتبدنی تکاملی برای رشد، بر پرورش تواناییهای حرکت و آمادگی بدنی افراد که پایینتر از سطح مورد قبول هستند، تأکید میورزد.
تربیتبدنی انطباقی عبارت است از برنامهای که اهداف تربیتبدنی عادی را دنبال میکند، اما با تغییرهایی در آنها تلاش میکند نیازهای کودکان استثنایی، از جمله کودکان کمتوان ذهنی را برآورد و در خور تواناییهای آنان باشد. در اینجا لازم به یادآوری است که واژه انطباقی به طور اعم به صورت بسیار گستردهای در تمام برنامههای دانشآموزان بیمار و ناتوان به کار میرود.
اما بسیار مناسب است که به دلیل جلوگیری از بروز هرگونه ابهام، واژه انضباطی تنها در زمینههای محدود به کار رود. پس بجاست که از واژه تربیتبدنی ویژه، به دلیل آن که دربردارنده مفهوم کمک به دانشآموزان معلول (همچنین معلولین ذهنی) و رفع تمامی نیازهای آنان از طریق برنامههای ویژه تربیت بدنی است، استفاده شود.
● اهداف برنامه ویژه
هدف برنامه ویژه تربیتبدنی این است که از طریق فعالیتهای انتخابی در برنامهای دقیقا طراحی شده به دانشآموز کمتوان ذهنی کمک کند تا به حداکثر رشد جسمی، فکری و اجتماعی دست پیدا کند. برای دستیابی به چنین هدف کلی، میتوان اهداف زیر را در نظر گرفت:
۱) حداکثر رشد آمادگی بدنی و افزایش قابلیتهای جسمانی.
۲) رشد مهارتها در اعمال حرکتی پایه و به کار انداختن اعضاء و عضلات خود.
۳) بالا رفتن گرایش برای بهبود مداوم وضعیت بدن.
۴) رشد شناخت از بدن.
۵) دادن احساس ارزش و بها به دانشآموز به عنوان یک فرد، بدون در نظر گرفتن معلولیت او.
۶) تامین احتیاجات بدنی و روانی کودکان ضمن شرکت دادن آنها در بازیهای دستهجمعی و کمک به آنها در اجرای مهارتهای لازم در اینگونه بازیها.
۷) رشد مهارتهای ورزشی برای شرکت در ورزشها به منظور پر کردن اوقات فراغت.
۸) تامین سلامتی و نشاط.
۹) ایجاد عادات ایمنی و آشنا ساختن آنها با اجرای کارهای مقدماتی در موقع برخورد با حوادث و مشکلات.
۱۰) ایجاد عادات بهداشتی.
۱۱) تقویت روحیه اجتماعی و میل به همکاری از طریق شرکت دادن آنان در بازیها و ورزشهای عمومی و دسته جمعی.
۱۲) پرورش روحیه نظم و انضباط.
۱۳) تقویت و شکوفایی قوای عقلانی کودکان از طریق شرکت آنها در بازیها و ورزشهایی که مستلزم به کار گرفتن تفکر و شناخت موقعیتها است.
۱۴) اصلاح فعالیت و اندیشههای نادرست دانشآموز کمتوان ذهنی و متعادل کردن احساسات درونی او.
● تدریس تربیتبدنی ویژه
وظیفه معلم ایجاب میکند که برای یادگیری محیط مناسبی تدارک ببیند. ثمره این محیط مناسب ایجاد تغییرهایی چند در دانشآموز خواهد بود. در تربیتبدنی بدون شک بارزترین تغییرها، بهبودی مهارتهای حرکتی و بالا رفتن سطح آگاهی بدن است، این تغییرها نه تنها در توفیق دانشآموز هنگام شرکت در بازیها و فعالیتهای تربیت بدنی آشکار میشود، بلکه در بهبودی کلی الگوهای حرکتی نیز موثر خواهد بود.
تغییر مطلوب دیگری که به وجود خواهد آمد و به دلیل این که کمتر عیان است احتمالا از دید عامه پنهان میماند، گاهی فزاینده و ارزیابی دقیقتر دانشآموز از محدودیتها و خصوصیات خویش است.
این آگاهی در برخورد با دیگران با حالت پختهای ظاهر میشود و برای دانشآموزان کمتوان ذهنی که از ناسازگاریهای شدید شخصیتی رنج میبرند، در جهت سازگاری بهتر و پیشرفت و تکوین ویژگیهای کلی شخصیت، نخستین گام به حساب میآید.برای فراهم ساختن چنین محیط آموزشی، که چنین نتایج مطلوبی دربرداشته باشد، معلم به دانش و کارورزی نیاز دارد و همچنین باید از ویژگی، شخصیت و خوی و خصلت ویژهای برخوردار باشد.
معلم این دانشآموزان باید علاوه بر خصوصیات کلی یک معلم عادی، دارای صفات و ویژگیهای خاصی باشد.
● صفات معلم تربیتبدنی ویژه
شاید مهمترین صفتی که معلم دانشآموزان کمتوان ذهنی باید داشته باشد، بلوغ عاطفی است. بلوغ عاطفی عبارت است از حل مسائل و سازش با شرایط محیط بدون نیاز به درگیری عاطفی زائد. معلم باید بیچون و چرا بر وی تاثیر بگذارد و حدنهایی موفقیت در سازگاری را به آنان عرصه بدارد.
معلمی که قادر نیست مسائل روانی خود را حل کند، احتمالاً قادر نخواهد بود در حل مسائل، شاگردانش را یاری کند. به ویژه اگر رفتار وی حاکی از عدم بلوغ باشد، امکان دارد به جای آن که برای سازگاری با کمبودها به طرزی رضایتبخش به دانشآموزان کمک کند، حتی در عدم سازگاری آنان نیز سهیم باشد.
بردباری و شوخ طبعی از خصوصیات ضروری معلم خوب است. کسانی که با دانشآموزان کمتوان ذهنی سر و کار دارند، باید از هر یک از این ۲خصوصیت سهم قابل ملاحظهای داشته باشند، زیرا پیشرفت اینگونه دانشآموزان غالباً به کندی صورت میگیرد. در عین حال زمانی که نتایج ساعتها کار نمایان میشود، برای معلم و شاگرد پاداش بسیار خوبی خواهد بود.
خصوصیت دلخواه دیگر معلم این دانشآموزان، خلاقیت است، چون به همان صورت که ابداع شیوههای اجرای مهارت ضروری است، امکان دارد ساختن ابزار نیز ضرورت پیدا کند. وقتی تسهیلات و تجهیزات برای تدریس تربیتبدنی محدود باشد، معلم مبتکر با تغییر شکل و تطبیق ابزار موجود، وسایل مورد نیاز برنامههایش را خواهد ساخت.
افزون بر این معلمی که خلاق و مبتکر است، خیلی بهتر قادر خواهد بود نیروی خلاقیت را در کسانی که تعلیم میدهد بالا ببرد. چون در کلاسهای تربیتبدنی، دانشآموزان برای اجرای مهارتها به رعایت الگو وادار میشوند، امکان دارد به زودی نیروی خلاقیت در آنها رو به خاموشی گذارد.
برای معلم خوب تربیتبدنی توانایی سازماندهی ضروری است. صرفنظر از روش تدریس، اتخاذ شیوههای کلاسی دقیقا طراحی شده و فعالیتهای کلاسی خوب سازمان یافته از به هدر رفتن وقت ویژه جلوگیری میکند. اینها عوامل هستند که رسیدن به هدف مورد نظر را سهلتر و مطمئنتر میسازند.
نهایتاً اعتقاد معلم بر این است که در زندگی دانشآموزان کمتوان ذهنی نقشی داشته باشد و با ابداع روشها و شیوههای متعدد، برنامهاش را پیاده کند. وی از نعمت بینش برخوردار است و میداند که کدام شیوه را چه هنگام به کار گیرد. او مایل است و این توانایی را دارد که روشهایش را با نیازهای لحظهای مطابقت دهد.
● ویژگیهای یادگیری حرکتی و جسمی دانشآموزان کمتوان ذهنی
بسیار روشن است که کودکان کمتوان ذهنی نیاز دارند از نظر آمادگی جسمی، توانایی حرکتی و مکانیک بدن پیشرفت کنند. وضعیت بدنی اغلب این افراد معمولاً ضعیف است و شادابی جسمی چندانی ندارند. نحوه گام برداشتن آنان نامتعادل و نااستوار است و حکایت از آن دارد که هماهنگی کلی حرکات بدنی اکثر آنها ضعیف است. در مطالعات مقایسهای، همیشه دانشآموزان کمتوان ذهنی در زمینههای قدرت، تحمل، چالاکی، تعادل، سرعت دویدن، انعطافپذیری و زمان واکنش نسبت به کودکان هنجار امتیازهای پایینتری کسب میکنند.
به طور کلی میتوان گفت که دانشآموزان آموزشپذیر در انجام امور حرکتی بین ۲ تا۳ سال از کودکان هنجار، عقبتر هستند. اما امکان دارد برخی از این تفاوتها از عدم موفقیت در فهم مهارت حرکتی ناشی شده باشد تا ناتوانی انجام مهارت.
این دانشآموزان به لحاظ ناتوانیهای جسمی و ذهنی نیاز دارند که در بازیهای گروهی به تجربیات موفقیتآمیزی دست پیدا کنند. زیرا آنان اغلب پس از یک شکست مختصر تمایل کمتری در افزایش خویش نشان میدهند.
اگرچه آنان عموما قادر نیستند مانند بازیکنان عادی، مهارتی را در سطح عالی فراگیرند، اما این قدرت را دارند که مهارتها را در سطحی فراگیرند که در فعالیتهای عضلانی گوناگون شرکت کنند و بدین طریق آمادگی بدنی خود را افزایش دهند و قدرت حرکات بدن را بهبود بخشند.
بازی و ورزش علاوه بر ثمره جسمی، فرصتهای زیادی برای رشد اجتماعی و رشد عاطفی فرد فراهم میکند. پیروی از مقررات بازی و نیز رعایت نظام ورزشکاری یا منصفانه بازی کردن، کودک را به انضباط شخصی و خویشتنداری تشویق میکند و همکاری در محیطهای بازی موجب میشود که به توانایی ها و محدودیتهای خود و نیز تواناییها و محدودیتهای دیگر احترام بگذارد.
دانشآموز کمتوان ذهنی در برنامه تربیتبدنی به توجه ویژهای نیازمند است. زیرا محدودیتهای جسمی و اجتماعی وی موجب میشود که او نتواند به خوبی در بازیهای گروهی شرکت کند. وی حتی در برقراری ارتباط با فرد و احد هم دچار مشکل میشود.همچنین در یادگیری مهارتهای حرکتی، این دانشآموزان خطاهای خود را بارها و بارها تکرار میکنند. راهنمایی مداوم از طرف معلم در فعالیتهای گوناگون در کمک به آموزش مؤثر است و تکرار خطاها را از میان میبرد.
● ایجاد انگیزه در ساعات تربیتبدنی
دانشآموزان کمتوان ذهنی با شورو شوق فراوان به کلاسهای تربیتبدنی وارد میشوند، زیرا تغییر نوع فعالیت کلاس به خودی خود برای آنان جالب است. اگر علاقه اولیه به صورت طبیعی در آنان وجود ندارد، میتوان آن را به طرق مختلف ایجاد کرد.
▪ میتوان با نشان دادن تصاویر ساده و جالب، یک بازی را معرفی کرد.
▪ میتوان داستان کوتاهی نقل کرد که به فعالیتی که قرار است ارائه شود، مربوط باشد.
▪ اگر فعالیتها همراه با شعر و آواز و آهنگ باشند، علاقه او را برمیانگیزاند.
▪ بهتر است معلم تمام آنان را تشویق کند، فعالانه در فعالیتها شرکت کنند. بدون شک نباید در این راه به فشار متوسل شد. کودک کمتوان ذهنی به تأیید نیاز دارد و در پی آن است و اگر بداند این همان چیزی است که معلم از او میخواهد و آن را تایید میکند به سوی همکاری و شرکت در فعالیتها هدایت خواهد شد.
▪ باید از فعالیتهای این کودکان سخاوتمندانه تقدیر به عمل آید. امکان دارد نتیجه تلاش موفقیتآمیز نباشد، اما معلم باید به کوشش به عمل آمده ارج نهد. تقدیر بیشائبه معلم میتواند برای دانشآموز موثرترین انگیزه باشد و کمک کند برای یادگیری و پیشرفت و محیطی مناسبتر به وجود آید.
▪ در صورت امکان، شرکت معلم در بازی و فعالیتهای آمادهسازی نیز بسیار مناسب است. هنگامی که دانشآموزان کمتوان ذهنی میبینند آنچه از آنان خواسته شده برای همه، از جمله معلم مفید است، واکنش مناسبتری نسبت به فعالیت خواهند داشت.
▪ در حقیقت آگاهی و نحوه روش تدریس معلم است که میتواند ذوق و شوق لازم را در شاگردان ایجاد کرده و محیط تدریس را از هرگونه کسالت و سستی که موجب بیزاری از حرکات بدنی است دور گرداند.
در ساعات تربیتبدنی گاهی مشاهده میشود که بعضی از دانشآموزان در بازی شرکت نکرده و گوشهگیری اختیار میکند. معلم خوب باید با کنجکاوی انگیزه این شرکت را بفهمد که آیا ناشی از تنبلی است یا علت خاص دیگری دارد. چنانچه علت عدم شرکت سستی و تنبلی باشد، معلم باید با شناخت حالات روانی کودک که جزو ملزومات فنی معلمی است و با ایجاد رغبت و تمایل، کسالت او را به شادی و نشاط تبدیل کند و اگر عارضه تنبلی ناشی از عوارض روانی دانشآموز است به مشاورین مربوط مراجعه کند.
▪ این کودکان در اثر محرکهای بیشتر دچار حواس پرتی میشوند. آنها در هنگام بازی کردن توجهشان به چیزهای دیگری که در اطراف زمین بازی است جلب و موجب میشود علاقه اول را رها و به سوی جاذبه دوم بروند. بنابراین معلم باید محرکهای اطراف زمین را حذف کند. همچنین توجه و تذکرهای معلم برای خنثی کردن این حواس پرتی لازم است و به کودکان در تمام کردن وظیفهشان کمک میکند
-
چهارشنبه 9 دی 1388
6:29 AM
نظرات(0)
جواني است قد بلند متولد مهرماه 1353 در تهران و پدري از اهالي رفسنجان و كرمانيالاصل، بسيار باهوش فوقليسانس مهندسي صنايع از دانشگاه صنعتي شريف و مدرس فعلي در همين دانشگاه، عاشق فوتبال، بسيار كمرو و خجالتي (به خلاف ظاهر تلويزيوني) سر به زير، كمحرف، طرفدار انتقاد، نوگرا و داراي خانواده اصيل و معتقد به اصول.
ميگويند الكس فرگوسن سرمربي منچستريونايتد هيچگاه براي اين تيم كهنه نميشود چون هميشه تازه ميماند. انگار فردوسيپور هم هميشه نو است و كهنه نميشود.
از روزي كه تلفن همراه آمده او شماره تلفنش را عوض نكرده و با وجودي كه اين شماره نزد خيليها لو رفته ولي هيچگاه آن را عوض نكرده است چون او با اين تلفن معمولا نظرات افكار عمومي در مورد برنامهاش را ميفهمد. برنامهاش ركورددار SMS است. عادل، پول خوبي دوشنبه شبها به جيب مخابرات ميريزد و از اين طريق ثابت ميكند كه نزديك 25 ميليون بيننده تلويزيوني دارد! فوتبال پديده قرن ماست و وقتي اين بازي انجام ميشود سوالاتي در ذهن بيننده تلويزيون ايجاد ميشود كه بايد به اين سوالات پاسخ داد. برنامه نود وظيفه دارد كه اين سوالات را جواب بدهد. فردوسيپور به عنوان يك تهيهكننده، يك مجري و يك برنامهساز موفق توانسته در مدت كوتاهي جاي اين برنامه را در سيما و در قلب فوتبالدوستان باز كند.
شماره كفش او 45 است طوري كه وقتي روي پدال ترمز قرار ميگيرد احتمالا پدال گاز و كلاچ را هم فشار ميدهد! خودش عاشق فوتبال است و تمام اعضاي خانوادهاش بيزار از آن. او تمام مسابقات فوتبالي را تماشا ميكند و هميشه طرحي نو در سر دارد. سرعت انتقال دارد و بازي فوتبال او هم بسيار خوب است. كمتر ديدهايد كه مصاحبه كند و اگر گير افتاده باشد در حد چند كلمه بيشتر نميتوان از او حرف كشيد. روزي در جامجم به او گفتم: بيا مسابقه تايپ SMS بدهيم، چون مطمئن بودم كه به دليل سرعت در تايپ متن، عادل را شكست ميدهم اما به من گفت كه بهتر است منصرف شوي چون من حتي با چشم بسته نيز ميتوانم SMS را تايپ كنم! اتفاقا درست ميگفت چون در حالي كه واقعا نگاهش به جاي ديگري بود متن را با فشار انگشت مينوشت. عادل سعي ميكند برنامه نود را به هيچكس و هيچ چيزي نفروشد و از بهترين دوستش هم انتقاد ميكند، او مهارت دارد كه وارد ماجراهايي شود كه براي افكار عمومي جالب است و متخصص كشيدن مو از ماست است!با آمدن هوويي به نام ليگ برتر، ديگر از كارشناس فني استفاده نميكند و فقط كارشناس داوري را به برنامه ميآورد و در اين كار هم دستش تنگ است. گاهي اين كارشناسان خلاف آنچه در برنامه ديده ميشود نظر ميدهند و اين لج فردوسيپور را در ميآورد.
برنامه نود به دليل كثرت علاقهمندان هميشه برنامه اول ورزشي كشور است. دكتر اصغر پورمحمدي رييس شبكه سه كه فردي است باهوش و خوش اخلاق، به دليل وسعت نظري كه دارد برنامه نود را به همراه رييس گروه ورزشي يعني حسين آقا زماني به دقت ميبينند و اگر نظرات اصلاحي داشته باشند به عادل منتقل ميكنند. بيشتر جنجالهايي كه براي افكار عمومي جالب بوده در تلفنهاي اين برنامه وجود دارد. آنجا كه با سوالات پيچيده عادل سعي ميكند كه مخاطب را به چالش بكشاند و تمام زواياي پنهان را نيز مطرح نمايد. فوتبال چون خط قرمز ندارد و تمام اصحاب آن ورزشي محسوب ميشوند برنامه نود به راحتي ميتواند در اين حوزه جولان بدهد، اين جوان كه مردم را دوشنبه شبها، بيخواب ميكند و تا نيمههاي شب و بعد از تغيير تاريخ روي ساعتهاي مچي افراد براي ورزشدوستان سرگرمي ايجاد ميكند آنقدر باهوش است كه كارش را به خوبي و نوگرايانه ادامه ميدهد. سپهر الياسي، حسين فرجاديان، مزدك ميرزايي و بهزاد كاوياني در تهيه برنامه عادل را ياري ميدهند و به هنگام مونتاژ نيز حاج نوروزي، كوروش اسدي، فرهاد فاضلي، فريد زرگري، علي فرجي، حسن ياراحمدي گاهي تا 14 ساعت كار فشرده انجام ميدهند تا نود روي آنتن برود. جالب است كه بدانيد تا به حال مزدك ميرزايي دو بار و رضا جاوداني نيز دو بار نود را به جاي عادل اجرا كردهاند ولي انگار نود فقط به عادل وصل است. براي او كه برنامهاش دوشنبه آغاز و سهشنبه تمام ميشود آرزوي موفقيت داريم.
-
چهارشنبه 9 دی 1388
6:29 AM
نظرات(0)
کلمهای مثل آکروپولیس! همانها بودند که به تلافی آتش کشیدن آکروپولیس، پریسپولیس ما را آتش زدند اما زهی خیال باطل، ستونهای این بنا، هنوز آنقدر پابرجاست که وقتی نگاهش میکنی، غرور سرا پای وجودت را لبریز میکند. علی عبده، با الهام گرفتن از چنین نامی، باشگاه خودش را پریسپولیس نام گذاشت. سال ۴۶ که شاهین منحل شد، هوشمندی پرویز دهداری بود که مجموعه بازیکنان قدر شاهین را کنار هم حفظ کرد. آنها پراکنده شده بودند، یکی به پاس رفته بود، دیگری به عقاب، آن یکی راهآهن، اما دهداری فقط فکر میکرد!
پرسپولیس را صدا میزد. پرسپولیس متولد شد.
اگر بخواهیم تاریخ پرسپولیس را بهطور مختصر و طبقهبندی شده تشریح کنیم، این فصول را عنوان میکنیم.
۱) دوران شکوه اولیه
۲) دوران تثبیت
۳) دوران جنگ
۴) دوران آغاز حرفهایگری
۵) دوران جدال با بحران
● دوران شکوه اولیه
این دوران از سال ۵۴ ادامه پیدا کرد. در این سالها، پرسپولیس یک تیم کوبنده و قدر قدرت بود که به واسطه حضور ستارگانی مثل آشتیانی، همایون بهزادی، کلانی، ایرانپاک، خوردبین، علی پروین و... نفوذیترین و دیدنیترین نمایشها را در فوتبال ایران ارائه میداد. مهمترین حوادث این سالها به قرار زیر بود.
۱) قهرمانی در انتخابی جام باشگاهها و حضور ناکام در رقابتهای مورد نظر – ۱۳۴۷
۲) کوچ دستهجمعی یاران تیم به پیکان بعد از امضای پروتکل همکاری بین عبده و خیامی – ۱۳۴۸
۳) بازگشت بازیکنان از پیکان و آغاز فعالیت حسین فکری در پرسپولیس بهعنوان سرمربی – ۱۳۴۹
۴) مربیگری آلن راجرز در پرسپولیس و آغاز طوفانی تیم در دومین دوره لیگ منطقهای – ۱۳۵۰
۵) قهرمانی در لیگ ایران و آغاز فعالیت حرفهای در فوتبال – ۱۳۵۱
۶) قهرمانی در لیگ اول تخت جمشید، انحلال فعالیت حرفهای، فروش استادیوم اختصاصی – ۱۳۵۲
۷) خداحافظی ستارگانی مثل جعفر کاشانی، کلانی، محراب شاهرخی و بیوک وطنخواه از پرسپولیس- ۱۳۵۳
۸) قهرمانی در لیگ سوم تخت جمشید، خداحافظی همایون بهزادی از تیم- ۱۳۵۴
● دوران تثبیت
پرسپولیس از پیله دوران اولیه خارج میشد. تشکیلات این تیم سر و شکلی جدید یافته بود اما تیم از آن نشاط اولیه بیبهره بود. این دوران سالیان بین ۵۵ تا ۵۸ را شامل میشود.
۱) بهرهمندی از یک سرمربی روس به اسم کونوف، کنارهگیری ابراهیم آشتیانی و فریدون معینی از تیم – ۱۳۵۵
۲) حضور منصور امیرآصفی و سپس محراب شاهرخی بهعنوان مربیان تیم و تکرار نایب قهرمانی در مسابقات لیگ دوم تخت جمشید و استخدام اولین بازیکن اروپایی در فوتبال ایران – ۱۳۵۶
۳) استخدام ستارگانی تازه مثل محمد پنجعلی و محمد صادقی در تیم مدل تازه – ۱۳۵۷
۴) قهرمانی در جام شهید اسپندی، خداحافظی ذوالفقارنسب، الهوردی و زادمهر از تیم- ۱۳۵۸
● دوران جنگ
با آغاز دوران جنگ تعلق خاطر پرسپولیس از محل باشگاهش یعنی بولینگ عبده قطع شد. پرسپولیس بدون زمین تمرین و مامنی شایسته کار خودش را در اوج تنگدستی آغاز کرد. با این حال عوارض دوران جنگ تا ۲ سال بعد از پایان جنگ یعنی تا سال ۶۹ ادامهدار بود.
۱) شرکت در جام انتخابی تهران، حضور غلامرضا فتحآبادی و ضیاء عربشاهی در تیم- ۱۳۵۹
۲) واگذاری بولینگ عبده به بنیاد مستضعفان، قهرمانی در جام بینالمللی وحدت، استخدام ناصر محمدخانی، روحا... عبادزاده و بهروز سلطانی در پرسپولیس – ۱۳۶۰
۳) قهرمانی در جام باشگاههای تهران، خداحافظی محمد دادکان از فوتبال – ۱۳۶۱
۴) قهرمانی در جام حذفی سال ۶۱، عقب مانده از قبل، از دست رفتن قهرمانی سال جدید – ۱۳۶۲
۵) غوغای پروین با ثبت ۹ گل در ۶ بازی تهران، تعطیلی مسابقات باشگاههای تهران- ۱۳۶۳
۶) شرکت در جام دو گروهی تهران، غائله رضا عابدیان و ۳ بازی ۳- صفر به سود حریفان پرسپولیس و ناکامی سرخپوشان در صعود، حضور انصاریفرد، پیوس، شاهرخ بیانی و مرتضی فنونیزاده در تیم- ۱۳۶۴
۷) قهرمانی در جام باشگاههای تهران، شکست طلسم ۹ سال ناکامی برابر استقلال با پیروزی ۳- صفر، حضور رحیم یوسفی و سعید نعیمآبادی در تیم- ۱۳۶۵
۸) کسب ۳ جام قهرمانی تهران، حذفی تهران و حذفی کشور، حضور مرتضی کرمانی و محسن عاشوری در پرسپولیس- ۱۳۶۶
۹) تکرار قهرمانی در تهران، حضور مجتبی محرمی و کریم باوی در پرسپولیس- ۱۳۶۷
۱۰) تکرار قهرمانی در تهران، انتصاب پروین سرمربی پرسپولیس به سرمربیگری در تیم ملی – ۱۳۶۸
۱۱) تکرار قهرمانی در تهران، حضور سعید عزیزان و نادر محمدخانی در پرسپولیس – ۱۳۶۹
● دوران آغازحرفهایگری
پولی که وارد فوتبال دهه ۷۰ شد، چند برابر پول سالیان گذشته بود. با این حال، از سال ۷۲ بود که پرسپولیس تحت تاثیر آغاز دوران پولمداری در فوتبال قرار گرفت. آن هم زمانی بود که تیم زیر نظر وزارت معادن و فلزات رفت. تا وقتی وزارتخانه از تیم حمایت میکرد همه چیز خوب بود، اما به محض قطع این حمایتها همه چیز به هم ریخت و دوران سقوط و سرگشتگی در تیم آغاز شد.
۱) قهرمانی در مسابقات جام در جام آسیا – ۱۳۷۰
۲) قهرمانی در مسابقات جام حذفی کشور، حضور استیلی و خاکپور در تیم- ۱۳۷۱
۳) انتقال مدیریت پرسپولیس از سازمان تربیتبدنی به وزارت معادن و فلزات- ۱۳۷۲
۴) حضور بگوویچ، حمید درخشان و یورگن گده بهعنوان سرمربیان پرسپولیس در ۳ دوره مختلف و حضور عابدزاده، علی دایی، نامجو مطلق و پیروانی بهعنوان یاران جدید تیم- ۱۳۷۳
۵) اولین قهرمانی در لیگ ایران بعد از گذشت ۱۰ سال، حضور مهدی مهدویکیا و یحیی گلمحمدی بهعنوان بازیکنان و استانکو بهعنوان سرمربی در پرسپولیس- ۱۳۷۴
۶) شکست طلسم ناکامی برابر استقلال، استخدام کریم باقری، میناوند و بزیک در تیم- ۱۳۷۵
۷) کسب قهرمانی در لیگ پنجم حرفهای، خداحافظی فرشاد پیوس از فوتبال و حضور هاشمینسب، جلالی و کاویانپور در تیم- ۱۳۷۶
۸) حضور علی کریمی در پرسپولیس، بازگشت علی پروین به تیم- ۱۳۷۷
۹) قهرمانی در لیگ هشتم آزادگان- ۱۳۷۸
● دوران جدال با بحران
عوارض خروج از وزارت معادن و فلزات رفتهرفته خودنمایی کرد. تیم دچار بحران مالی و مدیریتی شد. اختلافها از زمستان ۷۹ تا بهار ۸۱ به طول انجامید، جنگ سهام با پیروزی سازمان به پایان رسید. در دوران جدید ظهور پول، حتی ارزشهای اخلاقی را تحتالشعاع خود قرار داده بود. پرسپولیس دوران جدیدی را آغاز کرده است.
۱) قهرمانی در لیگ نهم آزادگان و آغاز بلوی مدیریتی در پرسپولیس- ۱۳۷۹
۲) اوجگیری جنگ سهام در پرسپولیس، انتقال مدیریت به علی پروین- ۱۳۸۰
۳) قهرمانی در لیگ اول حرفهای، واگذاری مدیریت تیم به سازمان تربیتبدنی- ۱۳۸۱
۴) بازگشت علی دایی به پرسپولیس، سقوط تیم به سکوی پنجم لیگ حرفهای- ۱۳۸۲
۵) حضور راینر زوبل آلمانی در ترکیب تیم- ۱۳۸۳
۶) سقوط پرسپولیس به رتبه نهم جدول ردهبندی، خداحافظی عابدزاده از فوتبال- ۱۳۸۴
۷) حضور در فینال جام حذفی ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵
-
چهارشنبه 9 دی 1388
6:28 AM
نظرات(0)
رقابت اصلی در فوتبال کشور تا پیش از سال 1325 بین 3تیم دارایی،شاهین و سرباز بود، اما با ورود تیم دوچرخه سواران که از همان ابتدا با پیراهن آبی وارد میدان شد،مثلث قدرت به مربع شد و قطب چهارم فوتبال نیز شکل گرفت. تیم دوچرخه سواران در سال 1325 و با حضور پرویز عمو اوغلی،گرائیلی،دانائی و سید آقا جلالی در هیئت مدیره تشکیل و روانه رقابتها شد.حاصل کار نایب قهرمانی در سالهای 25 و 26،نایب قهرمانی و قهرمانی جام حذفی در همان سالها بود. در سال 1328 نام باشگاهدوچرخه سواران به تاج تغئیر یافت و در همین سال قهرمان باشگاههای تهران شد.به دلیل اهمیت باشگاه تاج از ردیف بودجه اختصاصی برخوردار شد.رنگ لباس باشگاه نیز پیراهن آبی با آستین سفید، شرت سفید و جوراب سفید بود. علی دانائی فرد برای تقویت این تیم، تیمهای تورج، افسر،دیهیم،کورش و اتم را تاسیس کرد. تاج در سراسر کشور گسترش یافت و در شهرهای اهواز و رشت بیش از دیگر نقاط ایران پایگاه مردمی یافت.
زمان شکوفایی
اولین سفر خارجی باشگاه تاج به افغانستان بود که سمره آن پیروزی 3 بر 2 تیم تاج شد. دهه 40 زمان شکوفایی باشگاه تاج بود. این تیم با تیم هی خارجی چون: راپیدوین اتریش،تورپیدوی موسکو،اسپارتا پراک چک، دوسلدورف آلمان،کریستان پرو و تیم های دیگری از کشورهای برزیل،سوئیس،ترکیه،سوئد و آذربایجان بازی های دوستانه برگزار کرد که موجب شهرت بیشتر این باشگاه شد.در این دهه ، باشگاه تاج با به خدمت گرفتن رایکوف یوگوسلاو تحولی شگرف در فوتبال استقلال و حتی ایران به وجود آورد.نسل ماندگار فوتبال ایران به خصوص استقلال، در این دهه شکل گرفت.افرادی چون ناصر حجازی، منصور پورحیدری،نصر ا.. عبدالهی،پرویز قلیچ خانی،علی جباری،فرامرز ظلی،جلال طالبی،جواد قراب،غلامحسین مظلومی،عزت جانملکی، ایرج دانائی فرد، منصور رشیدی، حسن روشن و ... از جمله آنان بودند.
اولین قهرمانی در آسیا
در فروردین سال 1349 و در باشگاه لبریز از تماشاگر امجدیه( شهید شیرودی)، تیم های تاج از ایران هاپوئل رژیم صهیونیستی فینال جام باشگاهای آسیا را برگزار کردند. در این دیدار تیم تاج تا دقیقه 83 یک بر صفر عقب بود که در این دقیقه غلام وفا خواه که به مرد جامها معروف بود، گل تساوی را وارد دروازه حریف کرد و کار به وقت اضافه کشیدکه تیم تاج با گل مسعود معینی مدافع پیش تاخته خود در وقت اضافه قهرمان آسیا شد.
ترکیب تیم تاج که قهرمان آن دوره شد عبارت بود از : ناصر حجازی، علی جباری ،مهدی لواسانی ،جواد ا.. وردی ،کاروحق وردیان ،مسعود معینی ،غلامحسین مظلومی ،عزت جانملکی ،جواد قراب ،اکبر کارگرجم ،علیرضا حاج قاسم ،نصر ا...عبداللهی ،مهدی حاج محمد ،عباس مژدهی ،منصور پورحیدری و مسعود مژدهی یاران کمکی این تیم: غلام وفاخواه از عقاب و محمود خوردبین از پرسپولیس بودند. سرمربی تیم رایکوف از یوگسلاوی بود.
تغییر نام تاج به استقلال و دومین قهرمانی در آسیا
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 باشگاه تاج به استقلال تغئیر نام پیدا کرد. استقلال در سال 1370 برای دومین بار قهرمان آسیا شد. استقلال در فینال باشگاه های آسیا توانست تیم لیائولینگ چین را با نتیجه 2 بر 1 شکست دهد و جام را برای دومین بار به خانه بیاورد.در این دوره عبدالصمد مرفاوی آقای گل شد، مجید نامجو مطلق تکنیکی ترین بازیکن، عباس سرخاب بهترین بازیکن و احمدرضا عابدزاده بهترین دروازه بان جام شدند. بازیکنان استقلال در این دوره عبارت بودند از : احمدرضا عابدزاده ،حمیدرضا بابازاده ، شاهرخ بیانی ،شاهین بیانی ،فرشاد فلاحت زاده ،رضا حسن زاده ،مهدی فنونی زاده ،امیر موسوی نیا ،صادق ورمزیار ،رضا نعلچگر ، جعفر مختاری فر ،امیر قلعه نویی ،رضا احدی ،میرشاد ماجدی ،ایمان عالمی ،عبدالصمد مرفاوی ،عباس سرخاب ،عبدالعلی چنگیز ، مسعود غفوریهای اصل ،ناصر عباسی ،مرحوم امیر دولت آبادی ،خسرو پارسا و مجید نامجو مطلق. یاران کمکی این تیم نیز سید غلی افتخاری سید مهدی ابطهی بودند. سرمربی: منصور پورحیدری.
مربیان خارجی از بدو تاسیس
زدراکو رایکوف، ولادمیر جکیج، بونژاک، یوگنی سوکومور خوف،جکیچ دلیچ، لئونید بیلفسکی و رولند کوخ از جمله مربیان خارجی بودند که با استقلال کار کردند. در این میان رایکوف بیشترین سابقه حضوررا دارد که به مدت هشت سال مربی استقلال بود و طی این دوره با استقلال قهرمان ایران در سال 49،قهرمان جام میلزهند، دو دوره قهرمانی باشگاهای آسیا و قهرمانی جام اتحاد را در کارنامه خود دارد.
مربیان استقلال از آغاز تا کنون
مرحوم علی دانائی فرد،محمود بیاتی،مرحوم رسول مدد نوعی،محمد رنجبر،حشمت مهاجرهنی،پرویز ابو طالب،مجتبی کرد نوری،کمائی،مرحوم جاهد،مصطفی شرکا،حسن حبیبی،حسن عضدی ،رضوی،اصغر شرفی،کامبیز جمالی،محمد صلاحی،منصور پورحیدری،غلامحسین مظلومی،بیژن ذوالفقارنسب،ناصر حجازی،رضانعلچگر،عبداللهی،بهتاش فریبا،اصغرحاجیلو،پرویزمظلومی،حمید ملک احمدی ،منصور رشیدی،جواد زرینچه و امیر قلعه نویی مربیانی بودند که که از بدو تاسیس تا کنون به عنوان سرمربی رهبری تیم را برعهده داشتند.
شایسته ترین ها و اولین های تاریخ 60 ساله باشگاه استقلال
گلزنان جام جهانی 1978 آرزانتین:ایرج دانائی فرد و حسین روشن هر دو در تیم استقلال بودند.
اولین گلزن ایرانیدر جام جهانی: ایرج دانائی فرد.
اولین لژیونر:بیوک جدیکار (1336 به تیم ویکتوریا برلین)
اولین مربی:مرحوم علی دانائی فرد از سال 1325 تا سال 1348 به مدت 23 سال
اولین آقای گل آبی پوشان در لیگ: غلامحسین مظلومی در اولین دوره تخت جمشید با 15 گل زده.
اولین کاپیتان: کامبیز جمالی
بازیکن تیم منتخب جهان:ایرج دانایی فرد.
پرافتخارترین مربی:منصور پورحیدری با بیش از 300 مسابقه و افتخار قهرمانی سال 90 باشگاه های آسیا.
بیشترین تعداد حضور: جواد زرینچه با 336 بازی طی 12 سال
کوتاه ترین گل در داربی: علی سامره در ثانیه 37 بازی مقابل پرسپولیس
پرجمعیت ترین بازی آسیا: استقلال ایران-جوبیلوایواتا ژاپن (با حضور 120 هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادی فینال جام باشگاه های آسیا در سال 78 )
بهترین بازیکن سال کشور بعد از انقلاب: علیرضا منصوریان1374 (گزینش بهترین بازیکن برای اولین بار مرسوم شد)
-
چهارشنبه 9 دی 1388
6:26 AM
نظرات(0)
نسلي كه فراموش مي شود
عمري است كه ميان گود زورخانه «ميانداري» كرده و چندين برابر روزهايي كه از سر گذرانده دور خودش چرخيده، آنقدر تند كه وقتي شروع مي كرد به چرخيدن صورتش را تشخيص نمي داد. همين شد كه حالا لقب برقي را با نام كوچكش يدك مي كشد
فدراسيون ورزش هاي باستاني و كشتي پهلواني از معدود فدراسيون هاي ورزشي است كه هيچ بودجه اي براي سازماندهي گروه هاي ورزش هاي باستاني در اختيار ندارد
«براي سلامتي علي آقا صلوات بفرست.» صداي صلوات و يا علي جمع بلند مي شود. چراغ مجلس را روشن مي كند و چرخ اول را مي زند. حول و حوش ۶۵ سال دارد. نام: علي فرحناك پور اما كسي اين اسم به گوشش آشنا نيست، اما نام «علي برقي» كه مي آيد، به به و چه چه اهل گود بلند مي شود. عمري است كه ميان گود زورخانه «ميانداري» كرده و چندين برابر روزهايي كه از سر گذرانده دور خودش چرخيده، آنقدر تند كه وقتي شروع مي كرد به چرخيدن صورتش را كسي تشخيص نمي داد. همين شد كه حالا لقب برقي را با نام كوچكش يدك مي كشد. افتخار مي كند، هنوز هم كه مي چرخد هيچ كس به گردش نمي رسد. چرخ كه مي زند نسيم خنكي از گود زورخانه بلند مي شود و هواي سنگين نفس نفس تماشاچي ها را كه به چرخش هاي پيرمرد زل زده اند، تكاني مي دهد. مرشد ضرب را گرم گرفته و مي نوازد. علي برقي هم مثل فرفره دور خودش مي چرخد. بايد او را مهار كرد، وقتي خودش را رها مي كند روي هم گودي ها، تا پهلوان ها نگهش دارند مرشد هم آرام مي گيرد و ضرباتش را آرام مي كند. صداي يا علي و احسنت جمع بلند مي شود و صداي دست هايي كه به افتخار حاج علي برقي نواخته مي شوند.
مرشد دعا به جان همه كساني مي كند كه باعث شدند كه چراغ زورخانه اش دوباره روشن شود. مدتي مي شد كه زورخانه ديگر زورخانه نبود، «صرف نمي كرد»مرشد قبلي از پس خرج زندگي و هزينه هاي خود زورخانه بر نمي آمد. سال ها با خون دل چراغ زورخانه را روشن نگه داشته و به قول مرشد محفل پهلوان ها بود. اين بود كه چندي قبل از تعطيلي، تبديل به زيرزمين متروكه اي شد، در گوشه اي از كرج. اما عين الله خان دوباره آمد چراغ را روشن كرد و رونقش داد. مرشد بود. از كودكي يا توي گود زورخانه بوده يا روي سردم ضرب گرفته بود. مگر مي توانست ببيند چراغ زورخانه خاموش باشد و او گل هاي نقش ديوارها را بتراشد. آخر مرشد سال هاست شغلش گچ بري است، همه چيزمان را از دست داديم، «اين يكي را نه ،نبايد بگذاريم». مرشد ضرب مي گيرد و شروع مي كند به خواندن ...« درقمار عشق اي دل كي بود پشيماني؟» مرشد پول زيادي را براي راه اندازي دوباره زورخانه هزينه كرده اما به قول خودش صرف اميد، عشق و خاطراتش كرده است.
سرهنگ اسماعيل سرپرست، دبير هيات هاي ورزش هاي باستاني و كشتي پهلواني استان تهران كه به همراهش براي افتتاح زورخانه قمربني هاشم از كرج سر در آورده ايم مي گويد: «اين اوضاع بحراني وضعيت خيلي از زورخانه هاست. آنهايي كه با خون جگر زورخانه هايشان را سرپا نگه داشته اند، كمك هايي از طرف هيات به آنها مي شود، اما آن چيزي كه بايد زورخانه ها را نگه دارد چيزي فراتر از كمك هاي گاه و بي گاه ماست. «نظمي در امور لازم است. نظمي كه تا به حال براي مدد و رساندن و زنده نگه داشتن ميراث ملي و مذهبي مان وجود نداشته است. ورزش هاي بومي ديگر كشورها را به ايران وارد كرديم. در آنها تلاش مي كنيم تا مقامات جهاني كسب كنيم اما از وضعيت ورزش ملي خودمان بي اطلاع هستيم.»
طي سال هاي گذشته چند دهمين زورخانه بسته شد و هيچ كس آخ هم نگفت. به گذشته ورزشمان كه نگاه مي كنيم تنها نام هايي كه مي درخشند نام پورياي ولي و جهان پهلوان تختي است كه آنها هم از گود زورخانه بلند شدند.
اما حالا گويي تمام عشق به فتوت زورخانه اي متعلق به نسلي است كه ديگر دارند تمام مي شوند.
زورخانه هاي زيادي هم بودند كه به همين درد دچار شدند. پدر كه مرد، ديگر گود زورخانه براي نسل بعدي زميني بود كه هر وجبش صدها هزار تومان مي ارزيد و جان مي داد براي آپارتمان سازي، مثل زورخانه قديمي «عدلي» كه سال ها پيش ورثه، تكه تكه اش كردند و حالا فقط نامش را اهالي زورخانه در خاطراتشان زنده نگه داشته اند.
در حالي كه تمام ورزش ها به مدد كمك دولت سرپا مانده اند، زورخانه ها بدون اينكه مسوولان ورزش حس كنند براي تنازع بقايشان احتياج به كمك هست، نفس مي كشند.
مرشد شروع مي كند به ضرب گرفتن، پهلوانان داخل گود ميل ها را دور بازوهايشان مي گردانند... «يكي و دو تا و سه تا و چهار...» و ضربات آهنگين ضرب مرشد... «پنج تا و شش تا و هفت تا و هشت...»
پهلوانان ميل را به دور دستشان مي گردانند. پيرمردي كه كنار دستم نشسته با آن قد و هيكلي كه هنوز آثار پهلواني را مي شود در آن ديد، مي گويد: «ايراني ها در مكان هايي به اين شكل كه عنوان لنگرگاه داشتند خود را براي مبارزه در ميادين جنگ آماده مي كردند و از آنجايي كه حق حمل اسلحه نداشتند مجبور بودند براي تمرين از ادواتي مشابه شمشير و گرز و سپر استفاده كنند. عده اي از پهلوانان و عياران دور هم جمع مي شدند و به جاي گرز از ميل استفاده مي كردند.
كباده هم قرار شد نقش كمان را ايفا كند و سنگ زورخانه وسيله اي براي تمرين سپرگيري.
سيد مياندار ميل اش را كه روي زمين مي گذارد و يا علي مي گويد همه اهل محل و مرشد را كه چراغ زورخانه را دوباره روشن كرده است، دعا مي كند و حتي به جان من خبرنگار كه شايد آنچه مي نگارم به گوش كسي برسد و بار سنگين مسووليت را تقسيم كنند.»
اندكي مانده است به بامداد. پهلوان ها تخته شنا را بر مي دارند و كف گود زورخانه با يكي دو تا مرشد بالا و پايين مي روند.
عرق از سر و صورت همه شان جاري است. لنگ را روي لباسشان مي بندند پيرمرد پهلوان كه كنار دستم نشسته مي گويد: «به احترام حضور شما لباس از تن در نياوردند وگرنه رسم اين است كه داخل گود لخت شوند.»
كم كم جمعيت زيادتر مي شود. جوان ها هم يك در ميان نشسته اند؛ زورخانه كوچك عين الله خان باباسنگاني گرم مي شود.
ياد زورخانه شير خدا مي افتم كه ۸ سال پيش تبديل شد به انبار بازار «هر چه باشد سود دارد» البته عباس شيرخدا دلش طاقت نياورد و در بومهن زورخانه اي ديگر ساخت، اما خاطره افسانه اي در همان ميان بازار مدفون شد.
وقتي با دبير هيات ورزش هاي باستاني استان تهران صحبت از فراملي شدن ورزش باستاني كه طرح جديد كميته ملي المپيك است مي كنيم با اينكه از فعاليت اين كميته تشكر مي كند اما در چشمايش اشك حلقه مي زند. «كسي فكري به حال اين ورزش در كشور خودمان بكند فراملي كردنش پيش كش.»
اما بعد از پايان جنگ متاسفانه كسي به احياي اين ورزش نپرداخت. اين شد كه حتي حس لوطي گري پهلوانان نيز در سر پا نگه داشتن زورخانه ها تاب نياورد و شكست.
حالا از بي شمار زورخانه تهران ۳۳ تا زورخانه شخصي مانده است و ۷۰ زورخانه دولتي.
سرهنگ سرپرست مي گويد: «معاونت اجتماعي شهرداري تهران و سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران نيز كمك هاي زيادي براي بقاي زورخانه ها در سال هاي اخير داشته اند. به طوري كه امسال مبلغ يك ميليون تومان به هر زورخانه براي تعميرات داده ايم.»
سرپرست مي گويد: «قرار است ۲۰ خردادماه در چهار پارك تهران، پارك فدك، مجتمع رازي، پارك شهر و پارك شهر تهران مراسم ورزش صبحگاهي با صداي زنگ و ضرب مرشد برگزار شود.»
يك هزار و ۲۰۰ حركت ورزشي در ۲۵ دقيقه، اين حاصل بررسي علمي روي حركات ورزشي ۵۰۰ پهلوان زورخانه در آكادمي ملي المپيك بوده است. سرپرست با افتخار مي گويد: «در كدام ورزش اين همه حركت ورزشي وجود دارد؟»
نايب دفتر هيات ورزش هاي باستاني مي گويد: «هيچ كس فكري به حال بيمه مرشدها و اهالي زورخانه نمي كند. گناه اين ورزش اين است كه از سنت و فرهنگ و مذهب ما سرچشمه گرفته كه اين طور مهجور مانده است؟»
جالب اينجاست كه فدراسيون ورزش هاي باستاني و كشتي پهلواني از معدود فدراسيون هاي ورزشي است كه هيچ بودجه اي براي سازماندهي گروه هاي ورزش هاي باستاني در اختيار ندارد. مرشد «علي جانم علي علي جانم» مي خواند و جمعيت همراهي مي كنند. پيرمرد دوباره مياندار مي شود و مي چرخد، نه به همان سرعت كه بار اول چرخيد و نه به همان مدت، سرش گيج مي رود. پيرمرد پير شده حتي اگر هنوز هم علي برقي صدايش كنند
-
چهارشنبه 9 دی 1388
6:26 AM
نظرات(0)
افراد لاغر هم اگر ورزش نکنند در برخی موارد بیشتر از افراد چاق در معرض ابتلا به بیماریها هستند
متن کل خبر : افراد لاغر ورزش را کنار نگذارند !
محققان معتقدند افراد لاغر نباید ورزش را کنار بگذارند چون ممکن است در داخل بدن آنها چربی به شکل توده دور ارگانهای بدن را گرفته باشد.
محققان انگلیسی در لندن اعلام کردند اینکه بدن فرد چقدر چاق به نظر برسد و چربی داشته داشته باشد دلیل آن نیست که ارگانهای داخلی بدنش همانقدر حاوی چربی باشند.
آنها همچنین اعلام کردند افرادی که هیکل ظاهری خود را با رژیم گرفتن متناسب نشان میدهند و ورزش نمیکنند ممکن است به اندازه افراد چاق، چربی دور ارگانهای داخلی آنها از جمله قلبشان را گرفته باشد.
این محققان از سال 1994 تا کنون روی بیش از 800 نفر این مطالعات را انجام داده اند که چربی داخل بدن آنها را اندازه گیری کنند.آنها پس از این تحقیق ترس خود را از این موضوع اعلام کردند که افراد لاغر با تصور اینکه در بدنشان چربی وجود ندارد، ورزش را کنار بگذارند و متوجه نشوند که در داخل بدن آنها چربی یه شکل توده دور ارگانهای بدن را گرفته است.
این تحقیق که نام آن((در خارج لاغر و در داخل چاق))میباشد بیشترین شگفتی را در مورد افرادی به نمایش گذاشته است که بسیار لاغرند اما از داخل چربی زیادی در بدن دارند.
-
چهارشنبه 9 دی 1388
6:24 AM
نظرات(0)
بازي با توپ تاريخچه اي چند هزار ساله دارد و گر چه به درستي معلوم نيست كه نخستين بار ورزش فوتبال در كدامين نقطه از كره زمين متداول شده و چه كساني آن را ابداع كرده اند اما مدارك تاريخي ثابت مي كند كه لگد زدن به توپ يا چيز هاي مدور و گرد در گوشه و كنار گيتي به شكلهاي مختلف رواج داشته است .
چين :
نزديك به دو هزار سال پيش يكي از امپراطور هاي چيني به نام امپراطور هوانگ تين كه به تقويت جسم و روح سربازان خود بسيار علاقمند بود بازي جالب و سرگرم كننده اي را ابداع كرد و نظاميان را واداشت كه در اوقات فراغت به آن بپردازند .اين بازي تسو- كوه ناميده شد و ترتيب ان چنين بود كه دو گروه بدون استفاده از دست و فقط با ضربه هاي پا توپ را مي بردند تا از زمين حريف عبور دهند. تسو در زبان چيني به معني لگد زدن و كوه به معني توپ است تو پي كه براي بازي تسو- كوه بكار مي رفت از هشت قطعه چرم به هم دو خته تشكيل مي شد كه درون آن را با پر مرغ يا پشم مي انبا شتند.
ژاپن:
در اواخر قرن ششم ميلادي بازي تسو- كوه از چين به ژاپن راه يافت اما شكلي ديگر به خود گرفت. ژاپني ها فوتبال خود را گو ماري نام نها دند و آن را با آداب و تشر يفاتي با شكوه در معبد ها بر گزار كردند و رنگي مذ هبي- عبادي به گو ماري بخشيد ند.
بيش از هر مسا بقه كو ماري كاهن بزرگ توپ را به دست مي گرفت ودعا هاي مخصو صي بر آن مي خواند. آنگاه توپ به زير پاي باز يكنان دو گروه مي افتد و بازي مدتها ادامه مي يافت.
در اسپارت هم توپ بازي با پا رواج داشت كه به شكلي بسيار خشن اجرا مي شد و قوانين و مجازات هاي سختي نيز بر آن حاكم بود فوتبال وايكتينگها نوعي توپ چرمي پر از كاه و گاه با جمجمه حيوانات صورت مي گرفت. در نزد اقوام متمدن آزتك بازي با اجسام كروي شكل و لگد زدن به گوي متداول بوده است.
رم و يونان باستان:
انواع توپ بازي با پا در يونان و رم باستان به اجرا در مي آمد .تصور بر اين است كه رميها بازي با توپ را از يونانيها ياد گرفته باشند .اما قيصر آگوستوس امپراطور رم فوتبال را در سرباز خانه ها ممنوع اعلام كرد. چرا كه معتقد بود اين بازي براي سربازان و جنگاوران رمي بسيار ملايم و سبك است .فوتبال يونانيها اپيگرو ناميده مي شد و در آن دو تيم در دو طرف يك زمين بزرگ صف آرايي مي كردند و با شروع بازي هر تيم مي كوشيد توپ را از ياران حريف عبور دهدو به آن سر ميدان برساند .
در ميان روميان بعدها نوعي توپ بازي با پا متداول شد. به نام هارپاستوم به معني( من ميگيرم) بازي هارپاستوم بسيار خشن هيجان انگيز بود به همين جهت سربازان و جنگجويان بيشتر به آن مي پرداختند تا قدرت بدني خود را افزايش دهند. توپ بازي ديگري كه رميها داشتندبا توپي از جنس چرم نرم اجرا مي شد. اين توپ فوليس نام داشت.
از روي هار پاستوم يونانيها نوعي بازي دسته جمعي پديد آوردند كه اسفروناثيا خوانده مي شد .
انگلستان:
وقتي امپراطور رم كلاوديوس اول در سال 43ميلادي انگلستان را فتح كرد سربازان رمي بازي هار پاستوم را در انگلستان رواج دادند.
اهالي دربي انگلستان ادعا مي كنند كه در سال 217ميلادي توانسته اند يك دسته از سربازان رمي را شكست دهند از آن به بعد به افتخار فراري دادن دشمن هر سال در همان روز جشن با شكوهي مي گرفتندو در اين روز به بازي فوتبال مي پرداختند.
بازي فوتبال رفته رفته چنان در قلب جوانان انگليسي جاي گرفت كه هر چه زمان مي گذشت گروه بيشتري مايل به بازي و تماشاي آن مي شدندو به اين ترتيب چنان گسترش در اين كشور يافت كه انگلستان تبديل به مهد فوتبال شد.
قرون وسطي:
توپ بازي با پا در قرون وسطي در مناطق مختلف اروپا رواج داشت كه چون قوانين يكسان و معيني براي آن موجود نبود به شكلي پر هياهو و بسيار خشونت آميز همراه با مشت و لگد و پشت پا زدن انجام مي شد. به همين دليل حكمرانان محلي و پادشاهان تصميم گر فتند مانع از اجراي آن در شهر ها و روستاها شو ند.
در فرانسه در قرن چهاردهم ميلادي بازي فوتبال چندين بار از سوي پادشاهان كشور ممنوع اعلام شد.
پادشاهان انگلستان در قرنهاي 14و 15فوتبال را به عنوان اينكه كاري ناشايست و زيانبار استيك عمل شيطاني دانستند و اعلاميه هاي در ممنوعيت آن انتشار دادند.ممنوعيت فوتبال درانگلستان همچنان در اواخر قرن 18ادامه داشت اما اين قبيل سختگير ها هرگز نتوانست عملا مانع از توپ بازي با پا شود و فوتبال به شكلهاي گوناگون در گوشه و كنار اروپا به ويژه در انگلستان گسترش مي يافت و حتي در مدرسه ها و دانشگا هها اجرا مي شد.
در سال 1863دانشگاه كمبريج انگلستان بازي فوتبال را رسما پذيرفت و قوانين خاصي براي آن به وجود آورد كه به مقررات كميريج معروف شد.اين قوانين را تيمهاي آزاد هم پذيرفتند و در بازيهاي خود اجرا كردند.
آغاز تحول:
در تاريخ 26اكتبر سال 1863نمايندگان هفت باشگاه و دسته آزاد در لندن جمع شدندوفدراسين فوتبال انگلستان را تاسيس كردند. از اين پس با مسابقات منظمي كه در ميان تيمها برگزار مي شد شمار طرفداران فوتبال نيز در انگلستان رو به فزوني مي نهاد و از طرف ديگر انگليسها به هر نقطه از جهان كه قدم مي نهادند بازي فوتبال را معرفي و منتشر مي كردند. در اواخر قرن نوزدهم فوتبال به قدري توسعه يافته بود كه در بسياري از كشورهاي اروپاي و برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين مسابقات فوتبال به صورتي منظم جريان داشت. در سال 1904 فدراسيون بين المللي فوتبال {فيفا}با مشاركت هفت كشور فرانسه هلند بلژيك سوئيس اسپانيا دانمارك و سوئد تاسيس شد. انگلستان در ابتدا از پيوستن به اين هفت كشور خوداري كرد اما سر انجام در سال 1946به آنها پيوست.
در سال 1908همزمان با برگزاري چهارمين دوره بازيهاي المپيك فوتبال در برنامه المپيادها قرار گرفت و از سال 1930مسابقات جام جهاني فوتبال راه اندازي شد. در حال حاضر 165كشور جهان عضو فيفا هستند و فوتبال بي ترديد ورزش اول دنيا محسوب مي شود چرا كه فوتبال تركيب كاملي است از فن مهارت قدرت و كوشش جمعي يك تيم.
كشورهاي صاحب فوتبال جهان عبارتند از :برزيل انگلستان آلمان آرژانتين ايتاليا فرانسه هلند اسپانيا بلژيك و اروگوئه.
از ميان بهترين بازيكنان تاريخ فوتبال نيز مي توان به اين اسامي اشاره كرد:
په له {برزيل}اوزه بيو{پرتقال}كرايف {هلند}ياشين{شوروي}بكن بائر {آلمان}مارادونا{آرژانتين}و پلاتيني{فرانسه}پيدايش فوتبال در ايران
ورزش و بازيهاي نوين مانند فوتبال كه بازيهاي اروپايي خوانده مي شود در بيست سال پاياني قرن سيزدهم هجري شمسي حدود سالهاي {1280-1300}توسط اروپايها بويژه انگلستان در ايران رواج يافتند. اصطلاح فوتبال را دانشجويان اعزامي به اروپا وارد زبان فارسي كردند.
اولين بار فوتبال توسط انگليسيها مقيم ايران در تهران و ملوانان خارجي در بنادر كشور به راه انداخته شد در سال 1907{1286}هجري شمسي وزير مختار انگليس در ايران به منظور ايجاد حس رقابت در بازيكنانو جنبه رسمي دادن به بازيها يك جام {كاپ}براي فوتبال تهيه كرد و اولين دوره رسمي مسابقه فوتبال در همان سال انجام شد.در بازيهاي تيمهاي انگليسي هيچ ايراني شركت نداشت. كريم زندي اولين ايراني بود كه در سالهاي1287تادر 1295در آن تيمها بازي كرد .
طي سال 1299ه.ش فوتبال به صورتي پراكنده و كاملا ابتدايي در زمين هاي حاشيه تهران بازي مي شد.در سال 1300انجمن ترقي و ترويج فوتبال در تهران تاسيس شد و برگزاري مسابقات فوتبال را بر عهده گرفت. اولين بار مدرسه آمريكايي البرز فعلي آموزش فوتبال را به دانش آموزان آغاز كرد.
در سال 1308اولين مسابقه خارجي فوتبال با تيم باد كوبه {شوروي}در تهران برگزار شد كه در آن شكست خورد.سال 1312را به حق مي توان {سال پيشرفت تشكيلات ورزش}در مدارس و فوتبال در ايران دانست.
در سال1313{انجمن ملي تربيت بدني و پيشاهنگي}تشكيل شد تا متصدي اداره امور تربيت بدني و ورزش در خارج از مدارس باشد.
تعداد تيمها در سال 1315و 367تيم در 29استان و شهرستان بود كه در مقايسه با سال 1314كه 152تيم فوتبال وجود داشت قابل توجه مي باشد.
در سال 1316حسين صد قياني پس از بازگشت از اروپا به ايران مسئول آموزشو گسترش فوتبال شد از كارهاي صد قياني تشكيل تيم ملي و اعزام آن به افغانستان بود.سال 1318 را ميتوان يكي از نقاط عطف ورزشي بويژه فوتبال در ايران دانست.
ورزشگاه امجديه در اين سال تكميل شد و به شكلي در آمد كه امروز وجود دارد.در 12اسفند سال 1325نخستين فدراسيون فوتبال ايران به وجود آمد و سال بعد در 30دي ماه1326اين فدراسيون به عضويت فيفا پذيرفته شد.
تيم ملي ايران از ابتدا تا سال 1326:
دوره اول:1314-1305
اولين تيم ملي فوتبال ايران در سال 1305به سرپرستي مير مهدي ورزنده براي سفر به باد كوبه {شوروي}تشكيل شدو براي انجام چند مسابقه به آذر بايجان شوروي سفر كرد. از بازيكنان اين تيم كه در حقيقت ستارگان فوتبال ايران در سالهاي 1305تا1314بودند مي توان از خان سردار پل هراند شكوه رضا كلانتري حسين سردار احمد سردار حسين صد قياني علي امير اصلاني {معروف به گيوه اي}حسن مفتاح و رضا هدايتي نام برد.
دوره دوم :1320-1314
دوره دوم تشكيل تيم ملي فوتبال از سال 1314با اشغال نظامي ايران توسط ارتشهاي متفقين پايان يافت.در اين دوره تيم ملي ايران دومين سفر خارجي خود را به افغانستان انجام داد. اين تيم به سر پرستي حسين صد قياني از بازيكنان باشگاههاي معروف تهران همچون طوفان تدين نيك نام و تهران تشكيل شد. مهمترين اين بازيكنان عبارت بودند از :
مصطفي بهار مست اكبر حيدري عبدالله كوهستاني احمد خطيبي محمد بلور فروشان گلبو ناصر انشا حسن گوشه جعفر اخوان گيلانشاه و عباس فرزانگان.
دورهسوم:1330-1321
از سال 1321مقارن با اشغال ايران فوتبال شكل تازهاي به خود گرفت.در اين دوره تيم ملي ايران در مسابقه اي با تيم ارتش انگلستان كه از بازيكنان ملي پوش به نامهاي (منين،ميگر،بيك)استفاده ميكرد در امجديه مسابقه داد كه جهت تماشاي آن براي اولين بار بطور رسمي بليط فروخته شده .
بازيكنان تيم ايران در اين دوره كه توسط حسين صدقياني سرپرستي مي شدند عبارتند از : مين باشيان،حاجيان، عباس غريب،عزيز فرزانگان، ملك شاهي ،عباس تنيده گرو... كه سرپرستي تيم ملي ايران را در سه دوره گذشته بعهده داشت درباره تيم ملي ايران در دوره سوم گفته است:به عقده من در اين دوران تيم ملي ايران از نظر بنيه و قدرت در تاريخ فوتبال ايران بينظير بود
در سالهاي 1327تا مسابقات فوتبال جام جهاني 1998فرانسه (1377)فوتبال ايران فراز و نشيب بسياري را پشت سر گذاشته است مسابقات سراسري {ليگ}در اين دوران آغاز شد و از دهه 1350با عنوان جام تخت جمشيد با نظم و انسجام تداوم يافت. با آغاز جام ملتهاي آسيا تيم ملي فوتبال ايران در اين مسابقه شركت كرد و در سالهاي 1345تا1355در اوج فوتبال آسيا قرار و دوران طلا يي خود را آغاز كرد.تيم ايران در مسابقات مقدماتي جام جهاني 1978شركت كرد و براي اولين بار به اين دوره از مسابقات راه يافت.
با پيروزي انقلاب اسلامي فوتبال ايران حدود يك دهه در اثر مشكلات ناشي از جنگ دچار ركود نسبي شد اما با پايان جنگ و آغاز عصر سازندگي فوتبال ايران بار ديگر سير صعودي خود را آغاز كرد و توانست در جام جهاني 1998 فرانسه شايسته ترين نماينده قاره آسيا باشد.
-
چهارشنبه 9 دی 1388
6:23 AM
نظرات(0)
تعداد زيادي از پزشکان مشوق هر نوع پيادهروي هستند. پيادهروي بروز بيماريهاي قلبي را کاهش مي دهد و راه مطمئني براي حفظ تناسب اندام و در نتيجه سلامت بيشتر است. ديگر اينکه پيادهروي کاري است آسان که مي توانيد به راحتي براي آن برنامهريزي کنيد.
در اينجا به چند نکته که شما را در مسير پيادهروي صحيح قرار مي دهد، اشاره مي کنيم:
3 نکته درباره کفش مناسب براي پيادهروي
1) از يک جفت کفش راحت و کاملا اندازه شروع مي کنيم. مي توانيد از يک فروشگاه مطمئن کفش ورزشي مناسب تهيه کنيد. توجه کنيد که کفش، کف طبي متناسب با گودي کف پا و کنارههايي محکم داشته باشد. از آنجايي که اغلب، يک پا کمي بزرگ تر از پاي ديگر است، کفش خود را متناسب با اندازه پاي بزرگ تر خود انتخاب کنيد.
2) جورابهايي را انتخاب کنيد که بيشتر مي پسنديد. ممکن است شما جوراب هايي با بافت متراکم و ضخيم انتخاب کنيد که چسبان هستند و از ميزان اصطکاک پا و کفش کم مي کنند و يا نوع نازک که جاذب رطوبت هستند و يا نوع نخي را ترجيح دهيد.
3) لباسهاي آزاد و راحت بپوشيد و اگر هوا سرد است، به جاي يک پوشش ضخيم، از چند پوشش نازک و سبک استفاده کنيد تا بتوانيد پس از گرم شدن از تعداد آنها کم کنيد.
8 نکته براي شروع حرکت
1) با يک ميزان متناسب و نسبتا کوتاه، پياده روي را شروع کنيد، براي مثال 15 تا 20 دقيقه با سرعت متوسط راه برويد.
2) پيادهروي شما بايد شامل سه بخش باشد: گرم کردن، طي کردن مسافت مورد نظر و خنک کردن بدن.
3) براي گرم شدن، پنج دقيقه اول را با سرعت کم، در حدود نصف سرعت عادي خودتان راه برويد. سپس مکث کنيد و مقداري حرکات کششي انجام دهيد. تمرکز حرکاتتان روي مچ پا، رانها و پشت ساق پا باشد. اين کار موجب نرمي و انعطافپذيري ماهيچههايتان مي شود. اما توجه کنيد که اين کار تنها در صورتي مفيد است که بدنتان را گرم کرده باشيد. کششها بايد آرام و با مکث باشد و فشار بيش از حد بر ماهيچهها وارد نکند.
4) پس از حرکات کششي، با سرعت عادي شروع به راه رفتن کنيد. سرعت و مسافت پيادهروي بايد متناسب با سن و شرايط عمومي بدنتان باشد. هرگز از حد تعادل خارج نشويد. زماني که قادر باشيد بدون تنگي نفس هنگام راه رفتن گفتگو کنيد، يعني سرعت مناسبي داريد.
5) شانههاي خود را عقب نگه داريد و عضلات خود را آزاد کنيد. بگذاريد دستهايتان آزادانه در کنارتان تاب بخورند.
6) قدمهاي خود را به صورت پاشنه – پنجه برداريد. کف پا را بر زمين نکوبيد.
7) گامهاي منظم برداريد تا سرعتتان يکنواخت باشد.
8) در پنج دقيقه آخر پيادهروي، به تدريج گامهايتان را کوتاه و سرعتتان را کم کنيد تا به سرعت اوليه زمان گرم کردن برسيد. پيادهروي خود را با انجام تعدادي حرکت کششي تمام کنيد. اين کار ماهيچهها را از انقباض خارج کرده و ضربان قلب را به حالت طبيعي برمي گرداند.
5 نکته براي انتخاب سرعت مناسب
1) به تدريج به زمان پيادهروي خود اضافه کنيد. براي مثال، در طول يک هفته، پنج دقيقه به زمان آن بيفزاييد.
2) هنگامي که زمان پيادهروي شما به 30 دقيقه يا بيشتر رسيد، سعي کنيد مسافت حرکت خود را در همين چارچوب زماني افزايش دهيد.
3) براي به دست آوردن بهترين نتيجه، حداقل چهار مرتبه در هفته و هر بار به مدت 20 دقيقه يا بيشتر پيادهروي کنيد.
4) حرکات کششي را هرگز حذف نکنيد.
5) از هر فرصتي براي بيشتر راه رفتن استفاده کنيد، حتي اگر در اين حد باشد که در مدت پخش تبليغات از تلويزيون از جاي خود بلند شويد و کاري انجام دهيد (يادتان باشد که اين کار رفتن به سراغ يخچال نباشد!)
4 نکته براي پيشگيري از صدمات احتمالي
1) بيثباتي يکي از دلايل اصلي بروز صدمات بدني در ورزش است. کليد موفقيت، در افزايش تدريجي شدت و مقدار (زمان و مسافت) است. ممکن است در جلسه اول پيادهروي در ماهيچههاي خود احساس کوفتگي کنيد، که طبيعي است و در عرض 24 تا 48 ساعت برطرف مي شود.
2) مراقب باشيد که زودتر از موعد مناسب، زمان، سرعت و مسافت پيادهروي خود را افزايش ندهيد.
3) اگر براي مدت چند هفته به دليلي موفق به پيادهروي نشديد، انتظار نداشته باشيد که بتوانيد با همان سرعت و قدرت گذشته ادامه دهيد، چون مدتي زمان براي بازگشت به حالت قبلي لازم است.
4) در صورتي که پاشنه کفشهايتان ساييده شده است، به خصوص اگر اين ساييدگي نامنظم است، بايد به فکر تهيه کفش جديد باشيد.
-
چهارشنبه 9 دی 1388
6:22 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



